گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
57
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
كه گر چه مراتب احترام او را مىپذيرم ولى اين ممنوعيت تنها شامل ايرانيان و ارامنه ساكن اينجا مىباشد نه شامل مليتهاى خارجى ، چنان كه تمام خارجيان مقيم دربار غير از شما در موقع ورود مرا تا منزل همراهى كردند و بعد از آن هم چندين بار بديدارم آمدند ، پاسخ داد كه اگر در اينمورد غفلتى شده است عذر مىخواهد و با من همانگونه كه نماينده آنها در ميان راه رفتار نموده بود اظهار ادب كرد . فرداى آن روز صدر اعظم اطلاع داد كه پادشاه او را جهت مذاكرات با من تعيين كرده است ، بنابراين بايد به منزل وى بروم تا مذاكرات را شروع نمائيم در پاسخ گفتم جلسه مذاكره بايد در اقامتگاه من ترتيب داده شود و اگر از اين نظر ناراحت است مىتواند مكان ثالثى مانند ديوان خانه حكومتى يا قصر شاهى را تعيين كند و در هر حال من ( سفير پرتغال ) ناچارم دستور العملى را كه در اين مورد به من داده شده و صدر اعظم مىتواند شخصا آن دستورات را ببيند ، مراعات كنم . در اينمورد با نمايندگان مذهبى خودمان در اصفهان مشورت كردم . آنها اظهار داشتند كه اصرار در تغيير محل بىنتيجه است زيرا هميشه مرسوم بوده است كه مذاكرات با سفراى خارجى در منزل صدر اعظم انجام گيرد و در تمام اصفهان يكنفر پيدا نمىشود كه شهادت دهد كه اعتماد الدوله صدر اعظم به اقامتگاه سفيرى به منظور مذاكرات يا حتى براى ديدار رفته باشد . مهماندار فرداى آن روز بديدنم آمد و گفت كه اعتماد الدوله نظر شما را بعرض شاه رسانيده است و شاه به مهماندار امر فرموده كه به اطلاع من برساند كه بايد قبول كنم و به منظور مذاكرات و دريافت پاسخ قطعى به منزل اعتماد الدوله بروم و در اينمورد سختگيرى نورزم زيرا تمام سفراى خارجى نيز همينگونه رفتار مىكنند . سرانجام مصمم شدم كه روز بعد به آنجا بروم . جلو در ميرزا ربيع ، منشى اعتماد الدوله و تعداد زيادى از مستخدمان او ايستاده بودند و مرا تا مجلس هدايت كردند و در آنجا كرسى مرا با قدرى فاصله در مقابل تشكچه و پشتى صدر اعظم كه به ديوار تكيه داشت قرار دادند . توسط مترجم به منشى گفتم كه اين محل شايسته من نيست دستور داد كرسى را قدرى جلوتر